برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1402 ساعت: 13:13
خودم را به کسی ثابت نمیکنم. نه استاد راهنما، نه رییس، نه خواهرم، نه پ و نه هیچ خر دیگری.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1402 ساعت: 13:13
کمبودِ خواب. کمبودِ پول، کمبودِ تفریح، کمبودِ خوراکی ِخوشمزه، کمبودِ شادی، کمبودِ زندگی.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1402 ساعت: 13:13
«خسته شدم از بس تک و تنها دویدیم...»
ببین عزیزم یه صفحه بزن دوباره بنویس. چقدر این جمله رو خوب میفهمم. من از هشتاد و هشت اینجا تنها بودم. شاید فقط پ بود. دورهی کوتاهی که دوست بودیم. دوستش داشتم و انگار دوستم داشت. اما باهم بودنمان همان شعر قیصر امینپور است: وسعتی به قدر ما دو تن/ گر زمین دهد زمان نمیدهد.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1402 ساعت: 15:26
انگار بار زیادی روی دوشم بوده. از لحاظ روانی. خیلی خسته و فرسوده شدم. امروز با رییس بحث کردم. اوضاع خوب نیست. ماجرای سرطان زندگی نامعلومی برای پ درست کرده. مرتب به صداهایی که ربط مستقیمی به من ندارد گوش میکنم. نگرانم. ژ میگفت دلشوره، دلشوره، دلشوره. نگرانش شدم. از لحاظ روحی زیادی خستهام. مثل همیشه. کاش خبرهای خوب برسد.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1402 ساعت: 15:26